خرید بک لینک
تولدت مبارک چه حرف خنده داریچه فایده داره وقتی تو گل برام نیاری عجب شبیه امشب داره می سوزه چشممامدورم شلوغه اما انگاری خیلی تنهامتولدم مبارک نیست دلم گرفته غمگینمهوای خونه دلگیره تو رو اینجا نمی بینم ×سلام سلام سلام...اومدم آشتی کنم توی این مدت خیلی بهم سخت گذشت ولی دیگه اومدم آشتی کنون.×داداشای خوبم امید اکبر"صالحی"...آبجی ها با مرام و گلم سحر جون.باران گل. مهسا جون .ستاره خانمی گل. ایرسا جان .مریم بانو.و همه ی کسایی که تنهام نذاشتید دوستتون دارم...بابا لایک به مرام و معرفتتون×باران ازت دلگیرمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 27 شهريور 1405 ساعت: 15:00

بعد از 4 سالپاییز برگشته از اون ور پردهبا خاطراتی که بی طاقتم کردهدست از سرم بردار از خاطرت سیرمهر سال این موقع دلشوره میگیرم پیاده رو فرشِ برگ و مه و دودههر شب یکی این جا از گریه نابودههرشب یکی اینجا پاییزُ میفهمهپاییز زیبا نیست پاییز بیرحمهپاییز برگشته با برگ‌ های زرداتاقمو گشته بادِ بدِ ولگرداز کوچه تنهایی سر زده به خونه‌ مابری بشم ای کاش دلتنگ بارونمپیاده رو فرشِ برگ و مه و دودهپیاده رو فرشِ برگ و مه و دودههر شب یکی این جا از گریه نابوده از آخرین باری که به اینجا سر زدم خیلی میگذرهاز آخرین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 27 شهريور 1405 ساعت: 15:00

این روزها عجیب از سیگار کام می گیرم من از او کام می گیرم و او از من جان... توافقی ست که پایش را امضا زده ام این روزها را بیشتر دوست دارم چرا که میدانم این روزها هر روز به تحقق توافق نامه ام نزدیک تر می شوم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:55


باز باران...اما کو ترانه؟؟؟

کو دو دست کودکانه؟؟؟

کو نگاه عاشقانه؟؟؟؟؟؟

کو سلامی بی بهانه؟؟؟

دل شکسته،قد خمیده،آخر دنیا رسیده.

بی کسی تنها رفیق است،

دلخوشی با ما غریب است.

چشم در چشمان باران.

هیچ کس جز او نمانده.

از میان جمع یاران باز باران.

باز هم دستخوش به باران.!...

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 4:59

تنهایی را با کوله بارهای غمگین دلم می کشم دم فروبسته بی اوج حسرت هایم که قالبم را گروگان خود می گیرند گو تدبیرها گم شده اند و خلاصی در قایقی سرگردان دریا هاست بغض هایی که فروکش دردند تا بپوسند در گلوهای بیم آلود این زنجیر ها که حریص دستان نحیفم هسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

در این غروب بی صدا پرنده پر نمیزند به دشت پر غبار من،امید سر نمیزند مقابل سکوت شب،برابر خستگی ها دریای بی صدای من،دگر موج نمیزند صبر میکند زمین،طعنه میزند آسمان در این دیار بی کسی،کسی به در نمیزند سکوت های تنگتن،امیدهای بی کفن دگر پری آب ها،دل به درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

یه پاییز دیگه بازم تو راههبازم چشام به راه تو سیاههگفتی عشق بهار جدایی دارهگفتی خزون که شد میای دوبارهخزون غرور ابرا رو شکستهزمین پر شده از برگهای خستهولی قلبهای یادگاری مارو سینه ی درخت غم نشستهبرگرد تنم دوباره با عشق تو داغ کردبازم نبودنت حالم روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

اصلا حالم خوب نیستدلم گرفته از همه چیاز جادهاز خودماز زندگی که فقط جاده ی یکطرفه است!!!!!اصلا....خداحافظ زندگیمرگ بر نفس های بی هدفت× فعلا با زندگی با خودم با همه قهرم× حالم گرفته است نظرات رو بعدا جواب میدم× دوستای گلم مرسی که تنهام نمیذاریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

شعری که تقدیم میکنم شعریست در پاسخ به هل من ناطر ینصرنی امام عاشقاندرون لحظه های بیقراری به یاد خون عشق و سر تاریخ در این هنگامه ی با عشق بودن بیا یاری کنیم سلطان دین را چرا یاری از امت کرد درخواست؟چه سری داشت جان قربان نمودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

تولدت مبارک چه حرف خنده داری چه فایده داره وقتی تو گل برام نیاری عجب شبیه امشب داره می سوزه چشممام دورم شلوغه اما انگاری خیلی تنهام تولدم مبارک نیست دلم گرفته غمگینم هوای خونه دلگیره تو رو اینجا نمی بینم ×سلام سلام سلام...اومدم آشتی کنم توی این مدتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

در مقابل خیلی ها سکوت میکنیم

سکوتی که بغض میشود در گلویت

که به تاراج میبرد اندوخته ی آرامشت را

و متورم میسازد لحظه لحظه های تنهایی ات را

آسمان دلت را طوفانی میکند این بغض

بغضی از جنس سکوت

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

شب عشق است و هر کس در کنار یار خود این منم اینجا کنار یادگار یار خود میدهد هرکس به یارش هدیه های ناب را میکشم تنهایی اینجا خاطرات یار را کرده پر سیگار جای خالی دستان او نیمکت خالی نشسته در کنارم جای او رقص شعله می کند سودای بی پروای او شمعادامه مطلب

برچسب: ولنتاین؟؟؟؟, نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

بعد از 4 سال پاییز برگشته از اون ور پردهبا خاطراتی که بی طاقتم کردهدست از سرم بردار از خاطرت سیرمهر سال این موقع دلشوره میگیرم پیاده رو فرشِ برگ و مه و دودههر شب یکی این جا از گریه نابودههرشب یکی اینجا پاییزُ میفهمهپاییز زیبا نیست پاییز بیرحمه پاییز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 16:26

صفحه بندی