یه پاییز دیگه بازم تو راهه
بازم چشام به راه تو سیاهه
گفتی عشق بهار جدایی داره
گفتی خزون که شد میای دوباره
خزون غرور ابرا رو شکسته
زمین پر شده از برگهای خسته
ولی قلبهای یادگاری ما
رو سینه ی درخت غم نشسته
برگرد تنم دوباره با عشق تو داغ کرد
بازم نبودنت حالم رو بد کرد برگرد

همه سهم من از خزون همینه
بشینم روز و شب به انتظارت
همه ترسم از اینه مثل هرسال
فراموشت بشه قول و قرارت
ببین که باد سرد بی ترحم
داره باز بوی بی کسی میاره
آهای مسافر پاییزی من
یه وقت کم نکنی راه رو دوباره
برگرد تنم دوباره با عشق تو داغ کرد
بازم نبودنت حالم رو بد کرد برگرد


بعدا نوشت:همه ي دوستاي گلم شرمنده كه دير بهتون سرميزنم... حجم درسها سنگينه و همينطوري هم از پسشون برنميام.
بعدا نوشت2:دوستاي گلي كه اسم لينكم توي وبشون هنوز درياي بارانيه اگه افتخار ميدن اسم لينكم رو عوض كنن...پوستم كنده شد بس كامنت گذاشتم و به جايي نرسيدم
برچسب:
نویسنده: طاها قنبریپور